احمد احمدى بيرجندى

61

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

الهى قمشه‌اى ( وفات 1352 ه . ش ) 12 در ستايش حضرت امام حسن مجتبى ، سبط اكبر ( ع ) تا كه به دل زد سپاه عشق شبيخون * ريخت شبى آبم از دو ديده شبى خون عاشقم و زار و بيقرار و پريشان * ناله ز بيداد هجر چون نكنم ؟ چون ؟ عاشقى آوارهء ديار فراقم * از چه ننالم ز جور گردش گردون ؟ آن قدر از دست روزگار بگريم * تا كنم از اشك ديده ، باديه ، جيحون آن قدر از جور آسمان كنم افغان * تا شنود آه زارم ايزد بيچون تا كنم از خون ديده دامن صحرا * پر گل و سنبل ز عشق آن رخ گلگون داغ به دل لاله سان خموش چرايم * خوش كه بنالم چو بلبل از دل محزون مىكَشَدم عشق روى دوست به صحرا * مىبَرَدم شوقِ وصل يار به هامون ساحت هامون ز ارغوان و شقايق * باغ و گلستان كنم ز ديدهء پر خون از چه ننالم ز دور چرخ ستمگر ؟ * از چه نگريم ز جور دهر پر افسون ؟ آتش بيداد و ظلم و جور جفا را * از ازل اين كهنه آسمان شده كانون مردم نيكو صفات پاكدل و دين * سخرهء بيدين نموده فتنهء مادون « 1 » فرقهء گوساله طبع سامرى انگيز * سوى معاويه روى كرده ز هارون

--> ( 1 ) - سخره : فرمانبردار ، مطيع ، مسخره - فتنه : آشوب و امتحان و آزمايش ، گرفتار .